دانلود رمان اجتماعی و عاشقانه رویای بلند

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

توکه ازماجرای نازنین باخبری دیگه بعد این مدت که باهم دوست بودند بهو دختره گفت ماخونمون رو بردیم اصفهان حامدهم مث آدمای دیوونه بلند شده رفته دنبالش ازطرفی چون با دایی دعواش شده بوده دایی فک میکنه قهرکرده ورفته دیگه خبرنداره که رفته سراغ عشقش که …

ازحرفاش ناراحت شدم می دونستم که حامد رو دوس داره ماجرای این دوتا هم قصه ای داره واسه خودش خیلی خلاصه بگم که یه سال پیش پرنیا پیشنهاد دوستی حامد رو که ازبچگی عاشقشه روقبول میکنه ولی یه مدت بعد حامد پرنیا رو ول میکنه وبانازنین دوست میشه …

نگاهی به پرنیا انداختم وگفتم:تقصیر خودته دیگه دختر گل ..اخه من چن بار بهت گفتم دست ازاین عشق وعاشقی بردار دنیای دخترونه ات روبه چه قیمتی به حال الانت فروختی آخه ؟؟؟

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *