دانلود رمان ترسناک ظهور تریبل ها

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

با تعجب به صفحه موبایل نگاه کرد.

سردرگم شده بود و اصلا اتفاقات این چند روز اخیر را درک نمیکرد.

در آینه نگاهی به خودش کرد رنگش پریده بود و چمانش از زیر لنز قهوه ای رنگ ترسیده و مخوف بود.

پوفی کشید و به راه افتاد.

به سرعت به سوی دانشگاه راند خوشبختانه دوباره اتفاقی نیوفتاد تا اورا سر در گم کند.

در پارکینگ دانشگاه پارک کرد , لنز را برداشت و به سمت دانشگاه دوید .

هرچه نزدیک تر میشد بیشتر صدای همهمه و دعوا را میشنید.بلاخره رسید و با تعجب به صورت خونی الناز و صورت عصبانی اطلس نگاه کرد, اطلس تا اهورا را دید خودشو محکم در آغوشش انداخت.

با نگرانی کمر خواهر کوچیکشو لمس کرد و گفت…

 

این رمان جلد سوم هم دارد که به زودی از رسانه جاده ی بارونی منتشر میکنیم

 

رمان ولهان جلد اول

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *