دانلود رمان ترسناک محله ممنوعه

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

-خوب معلومه. خونه ي تو باباي منو نداره.
سیا زد زیر خنده و گفت:
-غذاتو بخور.
-چه عجب نگفتي کوفت کن.
-همینه دیگه. مثه ادم که حرف میزنم بازم بهم گیر میدي. کوفت کن.
با خنده ناهارمونو خوردیم که الحق خیلي هم چسبید.
سیا:- پاشو حسام برو حموم که بوي گند میدي.
پرتم کرد تو حموم. منم نامردي نكردم و یه ساعتي تو حموم موندم. وقتي بیرون اومدم، با
غرغراي سیا مواجه شدم:
-من گفتم برو حموم خودتو بشور. نگفتم برو اون تو بخواب که. اخه یه کیسه کشیدن و شامپو زدن
این همه وقت مي بره؟ (خیره خیره نگاهش مي کردم) ها چیه؟چرا این مدلي نگاه مي کني؟

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *