دانلود رمان ترسناک و هیجانی ولهان

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

دیگه حرفى تكرار نشد چشامو بستم و حیاط تالارو مجسم كردم بوى نم و ترشى رو حس كردم.

این بوى تالار بود بوى لجن هم تازگیا قاتیش شده بود بدم نمیومد.

این بو هارو خیلى دوست داشتم . وارد تالار شدم مادر روى صندلى سلطنتیش نشسته بود و زوبعه .

پدر با كلافگى قدم میزد…

درود  بر ارباب و ملكه:

هردو به طرفم برگشتن زوبعه نگام كرد و گفت بیا جلو كاموس بیا..

قدمهامو تند تر برداشتم كنارش ایستادم كه لبخندش محو شد عصبانیت تو چشاش نشست توى دنیای آدما بودی؟

 

 

این رمان جلد سوم هم دارد که به زودی از رسانه جاده ی بارونی منتشر میکنیم

 

 

 

 

ظهور تریبل ها ( جلد دوم رمان ولهان )

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *