دانلود رمان جذاب و زیبای یک روز توزندگیم بودی

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

مات و مبهوت از این عصبانیت رفتم پشت آمبولانس …

دکتر سری با تاسف تکون داد اما چیزی نگفت …با لحن چند دقیقه پیشش دیگه جرأت نداشتم حالِ مامانو بپرسم …نگران بودم اما دیگه اعصابی هم برام نمونده بود .

آمبولانس به حرکت دراومد و دکتر چندوقت یک بار فشار مامانو چک می کرد …با استرس شروع کردم به جویدن پوست لبم .انقدر با لبم وَر رفتم که طعم خون توی دهنم پیچید …نفهمیدم چقدر توی راه بودیم و وقتی به خودم اومدم که آمبولانس متوقف شده بود …

دکتره چشم غره ای بهم رفت و یه دستی در ماشین باز کرد و با سر اشاره کرد که پیاده شم …نمی دونستم چرا از اول تا اخر این جوری بد به من خیره شده .چه هیزم تَری بهش فروخته بودم خدا داند..

 

 

 

دانلود رمان ایلیا (جلد اول)

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *