دانلود رمان زیبا و جذاب خاطرات مهلا

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

بعضی وقت ها میرم تو اتاقم و گریه میکنم !

حتی یه یک ماهی هست که یه تصمیم مسخره گرفتم؛ تصمیم گرفتم برم پاچه خواری پسردارها روبکنم، شاید افاقه کنه .خدارو چه دیدی؟

آهه هعیی !نمونش اختر خانم همسایه، درسته کمی وراجه !نه، خیلی وراج و فضوله !اما خب، دوتا پسردوقلو داره به اسم امیر و امین .

خیلی به خدا التماس میکنم تا خدا به دل اختر خانوم بندازه برای یک کدوم از پسراش بیاد خواستگاریم .خیلی مسخره است یه دختر خودش واسه خودش خواستگار جور کنه !اونم کی؟ من !مهلا، دختر آقا جواد !خدایا ببین به چه روزی افتادم که یه همچین تصمیمی گرفتم !شایدم قسمت من اینطوریه ! خدایا کرمت رو شکر!

 

 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *