دانلود رمان عاشقانه ایستادم

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

مامان حرفی نزد و از اتاق رفت بیرون

از جام بلند شدم رفتم سمت آینه دقیق به خودم نگاه کردم خیلی خیلی خوشگل نیستم ولی ۱ دونه خیلی خوشگلم … صورتی پر با گونه های برجسته ولی جون خودم عملی نیستن، ابرو های هشتی و نسبتا پهن، چشای نسبتا بزرگ مژه های کوچیک که بزور با ریمل یه صفایی بهشون میدم بینی کشیده لبای معمولی، همه میگن شبیه بابامم تعجبم در اینه که هیچیم حتی ی خال از بدنم به مامانم نرفته همیشه ام به شوخی بهش میگم، مامان نکنه من بچه تو نیستم و بابا بهت رو دست زده همیشه ام به اخم وحشتناک بابا و خنده ریز مامان دهنمو میبندن

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *