دانلود رمان عاشقانه عشق سر راهی

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

نگاهم روی هر سه سنگ قبر متوقف میشه خیلی سریع خود رو بهشون میرسونم و اول از همه کنار بابام زانو میزنم با اینکه سه سال از اون حادثه ی لعنتی میگذره اما هنوز فکر میکنم ممکنه یه خواب بلند باشه و هر لحظه شاید از این کابوس لعنتی رها بشم توی دلم گله ها دارم اما نباید به زبون بیان نمیخوام روحشون رو اذیت کنم، دل از بابا میکنم و میرم پیش مامانم سرم رو روی سنگ قبر میزارم و یه دل سیر بو میکشم حس میکنم الان کنارمه شاید الان داره با لبخند بهم نگاه میکنه بعد از چند لحظه میرم سراغ سنگ قبری که نسبتا کوچیکتر از اون دوتاست اینم سنگ قبر لاله ی پرپر من… دستی روی سنگش میکشم و با خودم زمزمه میکنم

-آبجی کوچولوی من چطوره؟ بدون من خوش میگذره بی معرفت؟

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *