دانلود رمان عاشقانه مرز عجیب عشق

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

خندیدم . بلاخره خانم رضایت داد.. باهام حرف می زد ولی معلوم بود هنوزم ذهنش سمت چت و حرف زدن با
آدمای غریبه اس.
داشتیم بر می گشتیم به کلاس. زهرا گفت :
– چه عجب با شورای مدرسه کاری نداشتن.. شانس آوردیم بالاخره تورو بهمون قرض دادنا
خندیدم و خواستم بزنم پشتش ولی پشیمون شدم. چون اگه می زدم سه تا می خوردم. زورم بهش نمی رسید و
قبلا طعم لذیذ کتکاش رو چشیده بودم. پس به گفتن همین جمله
اکتفا کردم :
– مسخره نکن زهرا . یه بار بزار بدون مسخره بازی حرف بزنیم
اومد جلوم و همون طور که نگاهش به من بود دنده عقب راه می رفت :
– مگه می شه گل سرسبد مدرسه رو مسخره کرد؟ من غلط بکنم

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *