دانلود رمان عاشقانه نگاهش دنیام بود

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

در جواب مریم درو باز کردم و رفتم بیرون از یادآوری خاطراتش اخم کرده بودم، رفتم جلوی آینه ی اتاقم و موهایی رو که حالا تا بالای زانوم می رسید رو به زحمت و کمک مریم شونه کردیم و بافت و جمع کرد بالای سرم.

یه کرم ضدآفتاب زدم با رژ کالباسی و ریمل و بی حوصله رفتم جلوی کمدم سه سال بود که به جز سیاه نمی پوشیدم پس یه شلوار جین سیاه و پالتوی چرم سیاهم رو با مقنعه ی سیاهم پوشیدم و کشومو باز کردم که سوئیچ ماشینام چشمک زدن ولی من دیگه دنبال جلب توجه نبودم.

پس کلید ال نودیرو که دوساله خریده بودم برداشتم و مثل بچه ی آدم با آسانسور رفتم پایین؛ رایان تا منو دید از پای میز پاشد و اومد بیرون و گفت :سلام آبجی خوشگلم،بیا یه چیزی بخور ضعف نکنی…

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *