دانلود رمان عاشقانه و اجتماعی کلبه تنهایی من

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

با سرعت هرچه تمام تر به انتهای باغ رسیدم.

وای عجب کلبه ای شده بود،درست همون چیزی که انتظارش رو می کشیدم ،از خوشحالی دلم میخواست پرواز کنم یه نگاه کلی به کلبه انداختم با هل دادن در چوبی و باز کردن چفت که انتهای در قرار داشت وارد کلبه شدم  همه چی عالی عالی بود ولی حیف که سوت و کوره.

کلی از وسایل های اتاقمو در کلبه چیدم تا از این حالت بی روح در بیاد، فرشی رو که مامانم برایه اتاقم بافته بود در کلبه ای که سال ها در انتظارش بودم پهن کردم حالا همون چیزی شده بود که من میخواستم . از مامان و بابا تشکر کردم مثل همیشه قدر زحماتشون رو می دونستم…

زندگی خیلی خوبی داشتم پُرشده بوداز آرامش،همیشه از خدا بابت این زندگی شاکر بودم .بوی چَمنِ نمناک ،بوی بهـــــار نارنج ،مهربانی مادرم ..

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *