دانلود رمان عاشقانه و عشق تنها عشق

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

چشامو بستم واشکم بدتر به خاطر بدبختیم ریخت و مهیار دستشودورشونم انداخت، واقعا
نیازداشتم یکی باشه بفهمه چمه.
مهیار فقط احساسات یه دختره که میشه ازچشاش خوند وفهمید دلش غم داره، آرام من –
توروخوب میشناسم……
حرفی نزدم سرمو رو شونه هاش گذاشتم وگفتم: من بدبختم……
وبغض گلومو چنگ زد مهیار موهای روصورتموکنار زد وگفت: آرام و گریه؟
لبخند تلخی زدم: آره! آرام وگریه…
منی که خنده ازر ولبام پاک نمیشد گریه میکنم…
که بدبختم گریه میکنم چون غم دارم….
گریه میکنم چون تودار دنیا فقط فادیا رو دارم…
گریه میکنم چون تو اوج خوشبختی غم سقف دلم شد….
حرفی نزد و من به سوختن دفتر نگاه کردم واز خداخواستم آهم دامن سپهر وترمه روبگیره……
مهیار آرام میخوام بهت بگم اگه طوفان باهات بد تا کرد ببخشش، اون یه کم مخش تاب داره.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *