دانلود رمان عاشقانه پرستار من

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

خدایا این کاري که مي خوام انجام بدم برای دل مادریه که ازغصه فرزندش افسرده شده .

خداي مهربونم تو همه یار و یاور من، تو این دنیایی …کمکم کن من راهنمایي ندارم تو این راه تاریکي که قدم گذاشتم تنهام نذار”

از ترس و دلهره دستام یخ کرده بود .همیشه همین طور بود وقتي زیادي استترس داشتم قلبم تو دهنم بود .رسیدم به در خونه …نگاهي به ساختمان کردم .

سه طبقه بود، بزرگ ومجلل .همون جوري که لیلا جون تعریف کرده بود .عین قصر مي درخشتید .یعني این خونه فقط ماله پسرشه؟ خب آره دیگه اون خونه اي که ماله باباش بود ششصد متر زیربنا داشت .این که چیزی نیست !!!بالاخره زنگ رو زدم، اما عین بید مي لرزیدم…

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *