دانلود رمان من تو او دیگری

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

شماره ای که چهار رقم اولش زیادی شبیه چهار رقم اول شماره ی خودشان
بود …. با حرص گفت: این شماره ی خونه ی کیه؟
افسانه پوفی کشید وگفت: من مجبور نیستم جواب بدم…
صتتدای تلفن امد… هنوز زنگ اول کامل موزیکش را نزده بود که ارمیتا با
حرص گفت: بله…
صدای کسی امد که گفت: افی چرا قطع شد؟
حاضر بود قسم بخورد مرصاد است…
نفس پر حرصی کشید وگفت: افسانه دستش بنده …
مر صاد ان سوی خط لال شد … بعد مکث بلند بالایی گفت: ببخ شید بد
موقع زنگ زدم خانم آرمند… خداحافظ.
وتند تماس را قطع کرد.
ارمیتا با مستتخره گفت: اینقدر باهات صتتمیمی شتتده که بهت میگه افی؟
خاک برسرت…
افسانه ساد ه گفت: خوب منم بهش میگم مری….!

[ad_2]

لینک منبع

دسته‌هادسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *