دانلود رمان پلیسی و عاشقانه تاوان شکستنم

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

اره دقیقا تو(با انکشت اشاره بهش اشاره کردم)اگ یکم فقط یکم اون اخمای گره خوردت رو باز می کری جلو مامانم ایناا مثل ادم عادی حرف می زدی هیچ وقت نمیومد به من بگه شوهر تو رو دوست نداره و دارین به زور هم رو تحمل می کنین…

در حالیکه درستِ خیلی هم خووب درسته..اما قرار ما این نبود قرار ما قانون شکنی نبود قانون ما این بود که جلو بقیه همون جوری که من با تو عاشقانه و مهربون برخورد می کنیم توهم همین رفتار رو داشت باشی..

روم رو ازش گرفتم و دست به سینه به رو به رو خیره شدم.

با اخم و تقریبا فریاد برگشت سمتم و گفت: -کی دقیقا این قانون رو وضع کرد؟!؟!!؟…!!

این رو یادت نره من از روی عشق و علاقه با تو ازدواج نکردم کع الان توقع رفتار عاشقانه از من داری من با زور با تو ازدواج کردم و هنوز هم به خاطر این احمق بازی خودم رو سرزنش می کنم…

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *