دانلود نمایشنامه عاشقانه ریشه های سوخته

[ad_1]

قسمتی از متن نمایشنامه:

رژان : بس…کن….لعنتی…تو یه شیطانی ( نعلبکی را به طرف مرد غریبه پرت می کند. کاوه سرش را عقب می کشد.
به دیوار کلبه می خورد ، روی زمین هزار تکه می شود ) اون سراب نبود…عشق من خواب نبود.
کاوه: بیدار شو! با خودت روراست باش عشقی وجود نداشته!
رژان : ولی اون نامه ها ،گلها…همش دروغ بود؟
شبها براش گریه می کردم!نمی خواستم زن ماکان شم!
( دستهایش را مشت می کند. سرش را پایین انداخته و گلهای ریز دامنش را می نگرد ) مادرم می گفت بهتر از
ماکان گیرت نمیاد! میدونی غریبه هنوزم ازش متنفرم!
کاوه: نکنه منتظر عشق رویای ات هستی؟ چرا خودتو به کوری زدی ، چشماتو باز کن!
الان کجا هستی؟…زن ماکانی!

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *