دانلود رمان از ما بهترون جلد اول

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

جیغی می کشم و با قاب عکس شروع به پرواز می کنم .اصلا به جلو نگاه نمی کنم .مدام از داخل تار عنکبوت رد می شم و قاب عکس اونا رو پاره می کنه .

صدای خنده هام اتاق رو منفجر کرده که صدای خرد شدن چیزی رو میشنوم . به خودم میام و نگاهی به کمد میندازم .قاب عکس پشت کمد شکسته در حالی که من از کمد رد شدم . رامبد بالای عکس وایساده .

سرش رو نزدیک تر می بره .یه لحظه احساس می کنم حجم رامبد زیاد تر میشه .

نیشش تا بنا گوش باز میشه و در حالی که عکس رو از زیر شیشه ها بیرون می کشه میگه :ای دختره ی بوق …

چقدم خوش اشتهایی… سرمو پایین میندازم و لبمو به دندون می گیرم . رامبد با جدیت جلوم می ایسته و می گه :قاب عکسو عین روز اولش می کنی و می ذاری سر جاش …

[ad_2]

لینک منبع