دانلود رمان اجتماعی تو کی هستی؟

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

-ترانه کجاایی؟؟؟
-چی؟؟
-نوشابه رو ریختی روی لباست…
نگاهی به لباسم انداختم….
دست من خیلی پایین تر از اون نقطه ای بودکه روش نوشابه ریخته بود…
فهمیدم که کار ارشه….
آخه چرا این طوری می کنه؟؟؟
-ای وای…. برم لباسمو عوض کنم….
همون طورکه بالیوان توی دستم بلند شدم رفتم به سمت بیرون یهو تصویری اومد
توی ذهنم….
خیلی وقت بود چیز آشنایی یادم نیومده بود….
اون تصویر…
تصویر من وارش توی یه آشپز خونه بود…
-من که گفتم خودم می ریزم تو بلد نیستی….
این صدایی بود که همراه اون تصویر توی ذهنم اکو شد….

[ad_2]

لینک منبع