دانلود رمان عاشقانه جدال من و سرنوشت

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

باربد:من همسرشم
_عمل سختی نبود ولی خب زیاد بود؛از اون جاییکه دعوا ساعت ۱۲ بوده واین اتفاق
واسه این خانم افتاده و شما ساعت ۴ ایشون رو اوردین خونه زیادی از دست دادن و
همچنین شیشه ها وارد پهلوی ایشون شدن که خوشبختانه اون مشکلی نبود؛ولی از
شواهد که مقدوره خانم جلوی صورتشون رو گرفتن تا صورتشون زخمی نشه
دستشون کاملا پاره شده بود و با ضربه ای که بهشون وارد شده ضرب دیده د مام
مجبور به اتل شدیم ؛ولی نکته نگران کننده ضربه ای که هنگام برخورد سر به شیشه
و دیوار بوده،همسرتون ضربه ای به سرش قبل وارد شده،
بابا:بله
_همین نکته ی نگران کننده است ؛ به خاطر ضربه ممکنه دچار مرگ مغزی بشن
باربد:چی؛مرگ مغزی

[ad_2]

لینک منبع