دانلود رمان زیبا و جذاب پرنسس مرگ

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

از دید زدن اتاقم دست برداشتم و با گام های خسته به طرف کمدم رفتم .

کمدی که از بچگی محل قایم شدن من از دست مامور های پدرم بود .کمدی که محل گریه های شبانه ی من بود و حالا هم که شباهت به یه خلا توی این اتاق نفرین شده داره .

درش رو باز کردم .بازم سیاه قرمز .رنگی که همه ی شیاطین عاشقشن و من گاهی دوسشون دارم .

ای کاش لباس آبی هم بینشون بود .رنگی که گاهی ازش متنفر می شدم و گاهی هم مثل الان آرزوی داشتنش رو داشتم .از این حالت ها خندم می گیره .

دختر شیطان”شیطانی که کمر به گمراهی انسان بسته از رنگ آبی که ویژه ی فرشته هاست خوشش میاد ..هه …مسخرس ..اصلا با عقل جور در نمیاد .یعنی من یه دیوونم ؟ آره ؟ چرا مثل بقیه نیستم ؟ چرا نمی تونم یه شیطان واقعی باشم ؟

[ad_2]

لینک منبع