دانلود رمان ترسناک ظهور تریبل ها

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

با تعجب به صفحه موبایل نگاه کرد.

سردرگم شده بود و اصلا اتفاقات این چند روز اخیر را درک نمیکرد.

در آینه نگاهی به خودش کرد رنگش پریده بود و چمانش از زیر لنز قهوه ای رنگ ترسیده و مخوف بود.

پوفی کشید و به راه افتاد.

به سرعت به سوی دانشگاه راند خوشبختانه دوباره اتفاقی نیوفتاد تا اورا سر در گم کند.

در پارکینگ دانشگاه پارک کرد , لنز را برداشت و به سمت دانشگاه دوید .

هرچه نزدیک تر میشد بیشتر صدای همهمه و دعوا را میشنید.بلاخره رسید و با تعجب به صورت خونی الناز و صورت عصبانی اطلس نگاه کرد, اطلس تا اهورا را دید خودشو محکم در آغوشش انداخت.

با نگرانی کمر خواهر کوچیکشو لمس کرد و گفت…

 

این رمان جلد سوم هم دارد که به زودی از رسانه جاده ی بارونی منتشر میکنیم

 

رمان ولهان جلد اول

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان ترسناک و هیجانی ولهان

[ad_1]

قسمتی از متن رمان:

دیگه حرفى تكرار نشد چشامو بستم و حیاط تالارو مجسم كردم بوى نم و ترشى رو حس كردم.

این بوى تالار بود بوى لجن هم تازگیا قاتیش شده بود بدم نمیومد.

این بو هارو خیلى دوست داشتم . وارد تالار شدم مادر روى صندلى سلطنتیش نشسته بود و زوبعه .

پدر با كلافگى قدم میزد…

درود  بر ارباب و ملكه:

هردو به طرفم برگشتن زوبعه نگام كرد و گفت بیا جلو كاموس بیا..

قدمهامو تند تر برداشتم كنارش ایستادم كه لبخندش محو شد عصبانیت تو چشاش نشست توى دنیای آدما بودی؟

 

 

این رمان جلد سوم هم دارد که به زودی از رسانه جاده ی بارونی منتشر میکنیم

 

 

 

 

ظهور تریبل ها ( جلد دوم رمان ولهان )

[ad_2]

لینک منبع