تبلیغات متنی

AvaxBlog
گیتی گشت
رویال گشت
ایجاد وبلاگ
هانیا بلاگ
ساخت بلاگ
خبراول
املاک هومکده
املاک کاشانه
آموزشگاه زبان
ایمن سرا
ایده پردازان
خانه هوشمند
خانه هوشمند
هوشمند سازی ساختمان
دوربین مداربسته

ایده پردازان

دانلود رمان کامل سیتا نوشته سارا اکبری فرمت pdf

[ad_1]


دانلود رمان سیتا نوشته سارا اکبری فرمت pdf

در این پست از دینا دانلود رمان زیبای سیتا با ژانر عاشقانه نوشته سارا اکبری رو برای شما عزیزان آماده کردیم

امید واریم مورد علاقه و رضایت شما واقع شود

قسمتی از رمان:

سرش را بالا کرد و حس درد در تمام مویرگ های سرش سوت کشید ؛ دستش را به ناحیه ی درد نزدیک کرد و از

چهارچوب در بیرون آمد که صدای منقوش منشی به گوش رسید :

– سالم آقای بهاروند ببخشید بدموقع مزاحم شدم ولی باالخره از شرکت پیزا تماس گرفتن …

خلاصه :

رمان عاشقانه سیتا نوشته سارا اکبری (س.اکبری) با فرمت های مخصوص موبایل و کامپیوتر به درخواست شما کاربران عزیز به آرشیو رمان های تک سایت اضافه شد
سیاره ای گرد که در مرکزش حرارتی سرخ بر افراشته بود …. در افسانه ها می گویند حرارتش غیر قابل کنترل بود و وسعتش وصف ناپذیر …
می گویند اهالی سیاره برای کم کردن این حرارت افول ناپذیر ، دست به دامان اهورای بزرگ شدند و او تنها یک راه پیشنهاد داد …
خارج کردن حرارت با ماده ای ناشناخته و مرموز
در افسانه آمده است این کار بسیار خطرناک بود و خارج از خطرات موجود ، این ماده در اذهان عمومی هنوز ناشناخته و مقهور بود … طوری که در سنن قدیمی اهالی از این ماده دوری می کردند و آنرا منحوس و مایه بدیمنی می دانستند و گاه برای دور کردن بلایا ، با سوزاندن این ماده از اهورای بزرگ ، طلب بخشش می کردند …
اما اهورای بزرگ ، خارج از سنن کاری خواسته بود … و آن آغشته کردن دست های بزرگان به این ماده بود !…
اهالی برای بررسی وسعت این مشکل به نزد بزرگان سیاره رفتند
آنجا مردی بود به نام رکابد
وی مردی مومن و اهل عبادت بود و روزی نبود که نزد اهورا به ستایش برنخواسته باشد …
رکابد در نزد اهالی به بالاترین درجه ی اعتماد رسیده بود و وقتی رکابد حرف می زد ، اهالی سند را امضا شده ، مهر می کردند ….
و آن روز رکابد گفت :
فردا بالای کوه می رویم و آن را آزاد می کنیم
این ماده تنها راه نجات ماست
و آن ماده نامی نداشت جز

رمان های مرتبط: جشن عروسی 

دینا دانلود – مرکز دانلود رمان ایرانی و خارجی

http://dinadl.ir



[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان هما نوشته *دنیا*(allium) فرمت pdf

[ad_1]


رمان هما نوشته *دنیا*(allium) فرمت pdf

homa-dinadl دانلود رمان هما نوشته *دنیا*(allium) فرمت pdf

سلام خدمت کاربران عزیز دینا دانلود . در این پست برای شما عزیزان رمان زیبای هما نوشته دنیا رو آماده کردیم . امیدواریم براتون زیبا و لذت بخش واقع بشه

خلاصه : رمان عاشقانه ایرانی هما نوشته *دنیا*(allium) به درخواست شما کاربران عزیز به آرشیو رمان های عاشقانه تک سایت اضافه شد .رمان در مورد دختریست به نام هما.همایی عاشق و دلباخته.عاشقِ فرید.فرید هم مثل هما عاشق و شیفته ست اما این عشق و شیفتگی برای همای قصه نیست.همای قصه این بار همای سعادت نیست … همای حسرت است.با این حال چرخش زمین و زمان این دو عاشق را بیش از حد به هم گره میزند.اما تصمیم با هماست باید دید اوچه فکری به حال این گره ها می کند.آن ها را باز می کند یا محکم تر از قبل گره می زند.

قسمتی از متن رمان هما :
سکوت می شود. سکوتی سنگین که نگرانی ام را هزار برابر می کند. این جواب، جواب مامان نبود و بی شک این دو پهلو بودن، این صدا، این لحن، نگران ترش می کند و مطمئن می شود که چیزی این میان درست نیست.
سکوت، تلخ و زهر دار همینطور برای خودش کش می آید. بی قرار و البته به سختی بلند می شوم و می ایستم. سیم تلفن را آنقدر دور دستم پیچیده ام که درهم گره خورده و بدنه اش از روی پاتختی کج شده در هوا مانده.
صدای مامان گرفته و آرام در گوشم می پیچد:
_ خودت بهتر از هر کسی می دونی که هما چقدر دوست داره… برای هما همه ی دنیا یه طرف تو هم یه طرف…
بغض بیخ گلویم را می گیرد،
” نگو مامان توروخدا تو دیگه بهش نگو”
_ عمه منم…
_ می دونم تو هم دوسش داری، می دونم براش کم نمی ذاری، می دونم که مراقبش هستی… اما من نگرانم فرید، نگرانم!
دستم را بی جان از دهانی گوشی بر می دارم و خیلی آرام روی تلفن می گذارم. آنچه باید می شنیدم را شنیدم. من مسبب تمام نگرانی های مادرم هستم و حالا در کنار همه ی بدبختی هایی که دارم باید با این عذاب وجدان هم دست و پنجه نرم کنم.
مردد میان اتاق ایستاده ام. چند دقیقه ای است که صدای گفتگویشان قطع شده و خانه در سکوتی غریب فرو رفته. بی فکر به سمت کمد لباس هایم می روم. آرام لنگ می زنم تا به پایم فشار نیاید. به خاطر آن حرکت بی اراده و فشاری که به پایم وارد شد زانویم نه تنها به شدت می سوزد بلکه مرطوب شده و دوباره خونریزی را از سرگرفته.



[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان نعره شیر نوشته مامیچکا pdf

[ad_1]


رمان نعره شیر نوشته مامیچکا pdf

naare-shir دانلود رمان نعره شیر نوشته مامیچکا pdf

نام کتاب : رمان نعره شیر

نام نویسنده : مامیچکا

ژانر: رمان اجتماعی , رمان عاشقانه

تعداد صفحات :(A4) 390

خلاصه : طلاق همسرش فصل تازه از مشکلات رو برای مهرداد رقم میزنه ، مشکلاتی که نتیجش منزوی و گوشه گیر شدن مهرداده .. شایداومدن نازنین باعث بشه کمی زندگی تغییر کنه شاید…

قسمتی از متن رمان نعره شیر :
حرفش رو قطع کردم و گفتم: ول کنین حاج خانم.. زندگی من اینه منم راضی ام.. اسه می رم اسه میام.. یه کاری دارم یه اب باریکه ای هم میاد..خدا رو شکر گرسنه هم نمی مونم.. دیگه چی می خوام..
عمه خانم نفس عمیقی کشید و گفت: چه می دونم.. خودت بهتر می دونی..
نفس راحتی کشیدم که این لااقل یه اصرار معمولی بود برای اینکه بعدا نگن ما نگفتیم.. ناراحت بودم.. از تنهایی عذاب می کشیدم ولی طاقت جنگ اعصاب دیگه هم نداشتم.. بخوام مدام پنهان کاری کنم و یه ور ذهنم درگیر باشم که مبادا طرف بفهمه..

دوست نداشتم دو روز دیگه طاقتش طاق بشه و بزنه زیر همه قول و قرارهایی که باهم بستیم و بخوام دوباره همه اون راهها رو برم .. دیگه کشش نداشتم.. همین زندگی الانم خیلی بهتر بود..
_سعید جان مادر… پاشو یه سر برو تو اتاق ببین هانیه چیزی لازم نداشته باشه.. از صبح داره با اون بچه ها سرو کله می زنه خسته شده..
سعید نگاهی به من کرد و بعد به مادرش با شیطنت گفت: باشه.. نخودسیاهی.. سفیدی.. چیزی لازم ندارین براتون بیارم؟
_برو پدرصلواتی برو…
بعد از تخت پایین اومد و چشمکی بهم زد.. با تعجب به عمه خانم نگاه کردم.. نه انگار این قصه سر دراز داشت.. باید ته توی ماجرا رو در می اوردم ببینم چی شده که اینبار به ازدواج من گیر دادن..
_اقامهرداد چرا نمی خوری؟
سری تکون دادم.. تو مغزم داشتم جمله ها رو اینور و اونور می کردم که اگه یه چیزی گفت بتونم جواب مناسب بهش بدم..
_خدا بیامرز اقام می گفت زن بلاست.. ولی خدا نکنه خونه ای بی بلا باشه..
نتونستم پوزخندم رو پنهان کنم..بله بلا بود.. چندتا از اسمونی هاش به سرم نازل شده بود.. سیما.. زهرا…انگار تا سه نمیشد قبول نبود…
_جدی دارم میگم.
_به شوخی نگرفتم حاج خانم.. ولی سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندن..

دینا دانلود – مرکز دانلود رمان ایرانی و خارجی

http://dinadl.ir



[ad_2]

لینک منبع