تبلیغات متنی
آپلود عکس با لینک مستقیم
بلیط هواپیما
خريد ممبر گروه تلگرام
جديدترين مدلهای پرده
جراحة العين
عملية تجميل الأنف
العلاج فی ایران
ساندویچ پانل
download free movies
باربری گاندی
نقش برجسته سفالی
سفال برجسته
سفال نقش برجسته
گنج يابی
باستان شناسی
گنج ودفنيه
کتاب اسرار و علائم نشانه ها

قالب وبلاگ
قاصدون
خريد بک لينک قوی
دفتر
کسب درامد از اينترنت
خريد کتاب گنج يابی
نم نم چت | چت روم فارسی | چت شلوغ
آپلود عکس
رویش بلاگ | ساخت وبلاگ ایرانی
چت روم
کتاب عشق شیرین
کتاب اسرار و علائم نشانه ها
Türk Seks Filmi
Türk Seks Filmi
تخته نرد
تخته نرد شرطی
باستان شناسی

دانلود رمان اختصاصی شرارت سپنتایی از علی دهقان Pdf

[ad_1]


 

رمان اختصاصی شرارت سپنتایی نوشته علی دهقان فرمت pdf

-سپنتایی-dinadl.ir_-1 دانلود رمان اختصاصی شرارت سپنتایی از علی دهقان Pdf

دینا دانلود | Dinadl.ir

نام رمان : شرارت سپنتایی

پخش اختصاصی رمان شرارت سپنتایی نوشته ی علی دهقان از دینا دانلود

ژانر رمان: فانتزی حماسی و جادوگری , فرشتگان و شیاطین

نویسنده : علی دهقان

تعداد : فصل ۱ تا ۱۰

در این پست در وبسایت دینا دانلود برای شما کاربران عزیز فصل یک تا دهم رمان بسیار زیبای شرارت سپنتایی به قلم دوستمون علی دهقان عزیز را با فرمت pdf آماده کردیم امیدواریم مورد پسند شما همراهان و یاران خوبمون باشه….

 

فصل اول
سوار بی وقفه می تاخت.
حتی برای خوابیدن یا غذا خوردن مکث نمی کرد. سلامتی خودش برایش هیچ اهمیتی نداشت. همچنین برایش مهم نبود که به حیوان فشار می آورد. فقط می خواست به مقصد برسد. دو مرکب زیر پایش از پا در آمده بودند، و این سومی بود. بعد از تلف شدن هر حیوان بارش را بر می داشت و تا اولین جایی که بتواند اسب تهیه کند بی وقفه می دوید.


با تمام شتابش وقتی که رسید می دانست دیر شده است.
جلوی گنبد خشتی کوچک از از مرکب پرید و بی درنگ به داخل هجوم برد. وقتش را با پیمودن پله های سنگی هدر نداد و یکباره به پایین پرید، بی آنکه زانوهایش اندکی خم شود روی زمین خاکی فرود آمد و شروع به دویدن به انتهای راهروی مقابلش کرد.
به پیچ راهرو رسیده بود که فردی مقابل او ظاهر شد و دستانش شانه های دختر را چسبیدند و مانع حرکتش شدند. آناهید پیچ و تابی به بدن خود داد و سعی کرد از دستان رباب بیرون بیاید. جیغ کشید: «ولم کن.» «فایده نداره. نمی تونی کاری کنی. اون مرده. می فهمی؟ کلباد مرده.» یکباره خشمگین شد و آناهید را به عقب هل داد. او نتوانست تعادلش را حفظ کند و به زمین افتاد. تکیه داده به آرنج هایش با بهت به رباب نگریست…

—————————————————————————–

در دینا دانلود منتظر ادامه این رمان زیبا باشید…

دینا دانلود – مرکز دانلود رمان ایرانی و خارجی

http://dinadl.ir



[ad_2]

لینک منبع